تحولات منطقه

طرح پرهیاهوی «پروژه آزادی» که دونالد ترامپ آن را راهکار شکستن بن‌بست تنگه هرمز می‌دانست، تنها چند روز پس از آغاز، متوقف شد!

آغاز پرهیاهو، پایان زودهنگام؛ عقب‌نشینی ترامپ از پروژه آزادی
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، تحولات روزهای اخیر در خلیج فارس نشان می‌دهد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در برابر واقعیت‌های پیچیده میدانی و اقتصادی تنگه هرمز، ناچار به تعدیل یکی از پرهیاهوترین طرح‌های خود شده است؛ طرحی که با عنوان «پروژه آزادی» برای تضمین عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز آغاز شد، اما تنها مدت کوتاهی بعد، خود ترامپ از توقف موقت آن خبر داد؛ تصمیمی که بسیاری آن را نشانه‌ای آشکار از عقب‌نشینی واشنگتن از راهبرد فشار مستقیم دریایی علیه ایران می‌دانند.

ترامپ عصر سه‌شنبه به وقت محلی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مدعی شد آمریکا در مذاکرات با ایران برای دستیابی به یک توافق «کامل و نهایی» به پیشرفت بزرگی رسیده است. او نوشت که بنا به درخواست پاکستان و برخی کشورهای دیگر، و با توجه به آنچه «موفقیت نظامی چشمگیر» آمریکا در کارزار علیه ایران خواند، توافق شده است که در حالی که محاصره با تمام قدرت ادامه می‌یابد، «پروژه آزادی» یعنی حرکت کشتی‌ها از طریق تنگه هرمز، برای مدتی کوتاه متوقف شود تا روشن شود آیا توافق نهایی قابل امضا خواهد بود یا نه.

این اظهارات در شرایطی مطرح شد که تنها ساعاتی پیش از آن، مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا اعلام کرده بود به دستور ترامپ، پیش‌نویس قطعنامه‌ای با محور حمایت از آزادی کشتیرانی و تأمین امنیت تنگه هرمز به شورای امنیت سازمان ملل ارائه شده است. همین هم‌زمانی، به‌خوبی نشان می‌دهد واشنگتن از یک‌سو تلاش داشت چهره‌ای قاطع و فعال از خود به نمایش بگذارد و از سوی دیگر، در عمل به سمت توقف یکی از مهم‌ترین اجزای طرح خود حرکت کرده بود.

ماجرا از زمانی وارد مرحله تازه شد که ترامپ روز یکشنبه ۱۲ اردیبهشت اعلام کرد ایالات متحده عملیاتی را برای کمک به نفتکش‌ها و کشتی‌های باری گرفتار در خلیج فارس آغاز کرده تا این شناورها بتوانند از تنگه هرمز عبور کنند. در ادامه، دو ناوشکن نیروی دریایی آمریکا روز دوشنبه وارد خلیج فارس شدند و هم‌زمان، چند کشتی تجاری نیز با پرچم آمریکا از منطقه خارج شدند. هدف اعلامی این طرح، شکستن وضعیت ناامن کشتیرانی در آبراهی بود که حدود یک‌پنجم نفت جهان از آن عبور می‌کند؛ اما تحولات بعدی نشان داد «پروژه آزادی» بیش از آنکه یک ابتکار تثبیت‌شده باشد، یک نمایش شتاب‌زده و فاقد پشتوانه عملیاتی روشن بوده است.

در همان ساعات نخست اجرای این طرح، تنش‌ها به‌سرعت بالا گرفت. در گزارش‌ها آمده است که ایران در واکنش، با حمله به برخی کشتی‌های تجاری و هدف قرار دادن امارات متحده عربی با موشک و پهپاد، برای نخستین بار از زمان آغاز آتش‌بس پاسخ داد. همچنین نیروهای ایرانی به ناوهای آمریکا آتش هشدار گشودند و در مقابل، نیروهای آمریکایی چند قایق کوچک ایرانی را هدف قرار دادند. همین درگیری‌های اولیه کافی بود تا روشن شود هرگونه تلاش برای باز کردن تنگه هرمز با زور، نه‌تنها تضمینی برای عبور امن کشتی‌ها ایجاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند منطقه را وارد دور تازه‌ای از تنش گسترده‌تر کند.

واقعیت آن بود که تنگه هرمز برای آمریکا صحنه‌ای ساده برای قدرت‌نمایی نبود. این آبراه باریک، به‌دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، ناوهای آمریکایی را در معرض حملات سریع و کم‌هزینه قرار می‌دهد و زمان واکنش را به‌شدت کاهش می‌دهد. در چنین محیطی، ایران با اتکا به قایق‌های تندرو، پهپادها، مین‌ها و دیگر ابزارهای نبرد نامتقارن، توانسته بود هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی را برای آمریکا بالا ببرد. به همین دلیل، از همان ابتدا بسیاری از تحلیلگران هشدار دادند که «پروژه آزادی» اگر به‌جای یک راهبرد دقیق، صرفاً یک پاسخ رسانه‌ای و سیاسی باشد، خیلی زود با بن‌بست روبه‌رو خواهد شد.

در سطحی گسترده‌تر، این تحولات نشان داد برخلاف ارزیابی‌های اولیه ترامپ، جنگ علیه ایران مطابق محاسبات واشنگتن پیش نرفته است. ترامپ در ابتدای درگیری‌ها با اعتماد به نفس از «تسلیم بی‌قید و شرط» ایران سخن می‌گفت و مدعی بود این جنگ در چهار تا پنج هفته پایان خواهد یافت. اما بیش از دو ماه بعد، نه‌تنها چنین هدفی محقق نشد، بلکه ایران توانست با مختل کردن جریان عبور و مرور در تنگه هرمز، یکی از حساس‌ترین شریان‌های انرژی جهان را به اهرم فشار راهبردی تبدیل کند.

ترامپ در مراحل اولیه تلاش کرد با تهدید به بمباران زیرساخت‌های انرژی و پل‌های ایران، تهران را به عقب‌نشینی وادار کند. او در هفتم آوریل هشدار داده بود که «یک تمدن کامل امشب نابود خواهد شد و دیگر هرگز بازنخواهد گشت.» اما این تهدیدها هرگز عملی نشد. یکی از دلایل اصلی این عقب‌نشینی، هشدار متقابل ایران بود مبنی بر اینکه در صورت هدف قرار گرفتن زیرساخت‌هایش، تأسیسات انرژی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد. چنین سناریویی می‌توانست بحران را از سطح تقابل ایران و آمریکا فراتر برده و کل منطقه را وارد فاز بی‌ثباتی فراگیر کند.

در ادامه، ترامپ آتش‌بسی دو هفته‌ای اعلام کرد که در عمل نزدیک به یک ماه ادامه یافت. هم‌زمان با این آتش‌بس، مذاکراتی نیز با تهران آغاز شد و در کنار آن، آمریکا در ۱۲ آوریل محدودیت‌هایی بر صادرات نفت ایران از مسیر تنگه هرمز اعمال کرد. ترامپ به‌نظر می‌رسید تصور می‌کند این محاصره نفتی ابزار نهایی برای وادار کردن ایران به پذیرش شروط واشنگتن است. او حتی در اظهاراتی گفت اگر ایران نتواند نفت خود را صادر کند، کل زیرساخت نفتی‌اش از هم خواهد پاشید و تهران ناچار می‌شود کوتاه بیاید.

با این حال، بخش قابل توجهی از این محاسبات بر پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه‌ای استوار بود که بسیاری از کارشناسان انرژی آن‌ها را محل تردید می‌دانستند. رابین میلز، کارشناس صنعت نفت، در گزارشی برای مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا تصریح کرد که محاصره صادرات نفت ایران نه خسارت فاجعه‌بار و نه حتی آسیبی بسیار جدی به صنعت بالادستی نفت ایران وارد خواهد کرد. به گفته او، حتی اگر تولید ایران به‌طور موقت کاهش یابد، در صورت رفع محاصره، بازگشت تولید به حدود ۷۰ درصد ظرفیت و سپس بازیابی بخش عمده توان پیشین ظرف چند ماه امکان‌پذیر است.

هم‌زمان، ایران نیز با تغییر مسیرهای تجاری خود، تلاش کرد فشار ناشی از محدودیت دریایی را کاهش دهد. انتقال بخشی از تجارت از خلیج فارس به سمت دریای خزر و همچنین استفاده از مسیرهای زمینی به کشورهای همسایه مانند آذربایجان، پاکستان، ترکیه، ترکمنستان و حتی چین، نشان داد تهران مانند برخی کشورهای منزوی، صرفاً به یک مسیر حیاتی وابسته نیست. این مسئله سبب شد ایده محاصره کامل ایران از راه دریا، در عمل کارایی محدودتری نسبت به تصور اولیه واشنگتن داشته باشد.

در چنین شرایطی، «پروژه آزادی» نیز با مشکل دیگری روبه‌رو شد: بی‌اعتمادی بازار جهانی کشتیرانی. نیویورک‌تایمز گزارش داد که کشتی‌ها صرفاً با اتکا به اظهارات ترامپ از تنگه هرمز عبور نمی‌کنند و شرکت‌ها برای اعزام شناورهای خود به این آبراه همچنان مردد هستند. روزنامه تلگراف هم نوشت که حتی با وجود احتمال اسکورت نظامی، بسیاری از مالکان کشتی حاضر به عبور نیستند، زیرا خطرات عملیاتی و هزینه‌های بیمه همچنان بسیار بالاست و تا زمانی که تهدید ایران کاهش نیابد، بازگشت عادی تجارت دریایی از این مسیر بعید به نظر می‌رسد.

این واقعیت برای واشنگتن بسیار معنادار بود: حتی اگر آمریکا از نظر نظامی قادر به استقرار ناو و اعلام حمایت از کشتیرانی باشد، در نهایت این شرکت‌های بیمه، مالکان کشتی و بازیگران بازار هستند که درباره بازگشت یا عدم بازگشت به مسیر هرمز تصمیم می‌گیرند. وقتی آنان اطمینانی به ثبات و امنیت مسیر نداشته باشند، هر طرح سیاسی یا نظامی عملاً ناتمام می‌ماند.

از همین منظر، برخی اندیشکده‌ها و تحلیلگران آمریکایی هشدار دادند که تلاش برای باز کردن تنگه هرمز با زور، می‌تواند به یک درگیری گسترده‌تر دامن بزند. ناوهای آمریکا در این آبراه محدود، در معرض حملات ایران قرار می‌گیرند و فرصت واکنش مؤثر آن‌ها کاهش می‌یابد. افزون بر این، تا زمانی که ایران توانایی حمله به کشتی‌های تجاری یا ایجاد اخلال در امنیت آبراه را حفظ کند، هیچ تضمین واقعی برای تداوم عبور و مرور امن وجود نخواهد داشت.

در همین چارچوب، تحلیلگران منطقه‌ای نیز از شکست این پروژه سخن گفتند. واثق الجابری، تحلیلگر سیاسی عراقی، تصریح کرد که پروژه دولت آمریکا برای آزادسازی کشتی‌های سرگردان در تنگه هرمز شکست خورده و واشنگتن در برابر توانایی‌های ایران ناتوان ظاهر شده است. به گفته او، زورگویی آمریکا با دیوار دفاعی ایران در این آبراه راهبردی برخورد کرده و واشنگتن اکنون می‌کوشد از طریق عملیات رسانه‌ای، شکست میدانی خود را پنهان کند. پیش از او، عبدالباری عطوان نیز پیش‌بینی کرده بود ترامپ از این طرح عقب‌نشینی خواهد کرد و ناچار به توسل به میانجی‌های منطقه‌ای از جمله پاکستان و عمان خواهد شد.

مجموع این عوامل، از ناکامی در تغییر موازنه میدانی گرفته تا شکنندگی طرح دریایی آمریکا، باعث شد ترامپ نهایتاً از توقف «پروژه آزادی» سخن بگوید. هرچند او تلاش کرد این تصمیم را در قالب «پیشرفت در مذاکرات» و «توافق متقابل» با ایران توضیح دهد، اما برای بسیاری از ناظران، اصل ماجرا روشن بود: طرحی که قرار بود نمایش اقتدار دریایی آمریکا باشد، در عمل نتوانست هدف اعلامی خود را محقق کند و پیش از تثبیت، متوقف شد.

اکنون نشانه‌ها حاکی از آن است که کاخ سفید بیش از گذشته به سمت دیپلماسی متمایل شده است؛ هرچند هنوز در واشنگتن صداهایی از احتمال ازسرگیری حملات هوایی علیه ایران شنیده می‌شود و گزارش‌هایی درباره تهیه فهرست جدید اهداف از سوی فرماندهی مرکزی آمریکا منتشر شده است. با این حال، هیچ شاهد قانع‌کننده‌ای وجود ندارد که نشان دهد قدرت هوایی آمریکا در این مرحله می‌تواند نتیجه‌ای به‌مراتب متفاوت از گذشته رقم بزند. در مقابل، خطر گسترش دامنه جنگ و حمله به زیرساخت‌های انرژی در سراسر خلیج فارس همچنان جدی است.

در این میان، گزارش‌هایی نیز منتشر شده که تهران پیشنهاد یک مهلت یک‌ماهه برای مذاکره درباره بازگشایی تنگه هرمز و پایان دائمی جنگ‌ها در ایران و لبنان و سپس یک ماه مذاکره دیگر برای حل مسئله هسته‌ای را مطرح کرده است. هرچند این جدول زمانی ممکن است خوش‌بینانه به‌نظر برسد، اما اصل پیام روشن است: بازگشت ثبات به تنگه هرمز، بیش از آنکه از مسیر ناوهای جنگی بگذرد، به توافق‌های سیاسی و رفع محاصره‌های متقابل وابسته است.

در مجموع، آنچه از تحولات اخیر برمی‌آید این است که ترامپ پس از ناکامی در وادار کردن ایران به عقب‌نشینی از طریق تهدید، فشار دریایی و محاصره، ناچار شده یکی از مهم‌ترین طرح‌های عملیاتی خود در خلیج فارس را متوقف کند. «پروژه آزادی» نه توانست اعتماد بازار جهانی کشتیرانی را جلب کند، نه امنیت عبور کشتی‌ها را تضمین کرد و نه موازنه قدرت در تنگه هرمز را به سود واشنگتن تغییر داد. به همین دلیل، توقف این طرح را می‌توان بیش از هر چیز نشانه‌ای از پذیرش محدودیت‌های قدرت آمریکا در برابر واقعیت‌های جدید منطقه دانست.

آنچه اکنون می‌توان به‌طور واقع‌بینانه به آن امید بست، نه پیروزی قاطع نظامی، بلکه بازگشت به وضعیت پیش از جنگ است؛ وضعیتی که در آن تنگه هرمز برای همه کشورها باز باشد و بحران انرژی از یکی از حساس‌ترین نقاط جهان فاصله بگیرد. در غیر این صورت، هر طرحی که بخواهد صرفاً با تکیه بر نمایش قدرت، این آبراه را به وضعیت عادی بازگرداند، ممکن است خیلی زود همان سرنوشتی را پیدا کند که «پروژه آزادی» پیدا کرد: آغاز پرهیاهو و پایان زودهنگام.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha